تبليغاتX
وهم نیست,راست است انگار,مرگ آدمی و نبودش

وهم نیست,راست است انگار,مرگ آدمی و نبودش

 

سلام دوستان

شاید این سلام آخرین سلام من باشه چون دیگه نمیخوام دوباره به وبم سر بزنم.درسته که در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست عهد با هرکه ببندیم جانمان تقدیم اوست ولی خب دیگه اینم شما بزارید به پای اینکه دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم.تو این مدت ممنون که به وبم اومدید و بهم سر زدید.آرزوی موفقیت برای همه ی شما دارم.

                                                           خدانگهدار

+نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت11:29توسط میثم | |

                                                                                                                                           

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.

 

مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

 

۱- بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید: الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو : رجوع به سوال ۳ پ) پاریس : رجوع به سوال ۴

 

۲- آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟! الف) بله : رجوع به سوال ۴ ب) خیر : رجوع به سوال ۳

 

۳- اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟! الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶

 

۴- آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟ الف) بله : رجوع به سوال ۵ ب) خیر : رجوع به سوال ۶

 

 ۵- اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟ الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸

 

۶- آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟ الف) بله : رجوع به سوال ۷ ب) خیر : رجوع به سوال ۸

 

۷- به نظرتان مدیر توانایی هستید؟ الف) بله : رجوع به سوال ۹ ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰

 

۸- اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟ الف) مرد : رجوع به سوال ۹ ب) زن : رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

 

۹- آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟ الف) بله : شخصیت نوع ۲ ب) خیر : شخصیت نوع ۱

 

۱۰-آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟ الف) بله : شخصیت نوع ۲ ب) خیر : شخصیت نوع ۳

 

پاسخ تست:

 

شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

 

شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

 

شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستی .

                                            بروبچ با شخصیت نظر یادتون نره

 

+نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت22:36توسط میثم | |

روز ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری هستش شاعری که شعرهاش مسلم است که بر حافظ تاثیر داشته.به این منظور شعری از این بزرگوار تو وبم گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

 

ای هجر تو وصل جاودانی

                                      اندوه تو عیش و شادمانی

در عشق تو نیم ذره حسرت

                                      خوشتر ز وصال جاودانی

بی یاد حضور تو زمانی

                                      کفرست حدیث زندگانی

صد جان و هزار دل نثارت

                                      آن لحظه که از درم برانی

کار دو جهان من برآید

                                      گر یک نفسم به خویش خوانی

با خواندن و راندم چه کار است؟

                                      خواه این کن خواه آن، تو دانی

گر قهر کنی سزای آنم

                                      ور لطف کنی سزای آنی

صد دل باید به هر زمانم

                                      تا تو ببری به دلستانی

گر بر فکنی نقاب از روی

                                      جبریل شود به جان فشانی

کس نتواند جمال تو دید

                                      زیرا که ز دیده بس نهانی

نه نه، که به جز تو کس نبیند

                                      چون جمله تویی بدین عیانی

در عشق تو گر بمرد عطار

                                      شد زنده دایم از معانی

+نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت13:11توسط میثم | |

۱.در كلمبيا در شب اول ازدواج مادر دختر بايد شاهد سكس باشد تا از باكرگي دختر مطمئن شود.(البته اين مورد چندان عجيب براي ما نبايد باشد!)

2.در بوليوي يك مرد نبايد همزمان با يك مادر و دخترش سكس داشته باشد.

3.در ليورپول فقط زنان فروشنده ماهي مي توانند با سينه عريان مشغول كار شوند.

4 .در هنگ كنگ زني كه مورد خيانت همسرش واقع شده ميتواند همسرش را بكشد ولي فقط با دستان خالي.

5.در گوام شغل بعضي مردان پاره كردن پرده بكارت دختران است و به ازاي آن حق العمل دريافت مي كنند.(در گوام ازدواج دختران باكره ممنوع است)

6.در اندونزي كسانيكه جلق مي زنند بايد ماليات بپردازند.

8.در بحرين دكترهاي مرد نبايد به اندان تناسلي زنان نگاه كنند مگر از طريق آينه باشد.

9.در لبنان مردها فقط حق دارند با حيوانات ماده سكس داشته باشند و نه حيوانات نر.

10.در كشورهاس اسلامي بعد از سكس با گوسفند نبايد گوشت آن گوسفند را خورد.(گوسفندها بايد از اين موضوع خيلي خوشحال باشند)

                                                               جون من یه کم جنبه داشته باشید

+نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387ساعت19:32توسط میثم | |

 

 

به من نيگا نكن آهاي برادر

خودت مگه نداري خار و مادر !

ماه و مگه تو نيمه شب نديدي

مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟

صورت من يه كم اناري شده

يه ريزه هم بتونه كاري شده

امل بي سواد ژل نديده

دهاتي خنگ ريمل نديده

تقصير خياطاي رو سياهه

مانتوي من اگه يه كم كوتاهه

امون از اين شهر مقرراتي

موارد فجيع منكراتي

تو كوچه و تو سلف و دانشكده

سهم من از خوشگلي نيم درصده

خوشگلي تو خونه هم چه فايده

مهموني شبونه هم چه فايده

بابام كه عاشق چشام نمي شه

عاشق لرزش صدام نمي شه

برادر پلاسم ام همين طور

دوستاي بي كلاسم ام همين طور

فقط مي مونه كوچه و خيابون

براي عرضه ي قشنگي يامون

آهاي مدير پاك با سياست

من كجا و اماكن و حراست ؟

هم انقباضيه هم انبساطي

كميته ي مخوف انضباطي

نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم

خوشگلي مو كجا نمايش بدم

حيفه جوونامون پسر بميرن

كاري كنين جوونا زن بگيرن ....!

+نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت0:13توسط میثم | |

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد


          

بهترین خاطره سال ۸۶ برای شما چی بود؟؟؟

منتظر جوابتون هستما

+نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت10:58توسط میثم | |

در ميان ماه‌هاي ايرانيان ما با يك يا دو چشن كوچك و بزرگ سر و كار داريم كه در گذشته‌هاي بسيار دور پديد آمده‌اند. برخي از اين جشن‌ها به سبب اهميت ويژه‌اي كه تاريخ برگزاري‌شان دارد، به مرور پررونق‌تر شده‌اند، از ميان اين جشن‌ها، جشن‌ نوروز، مهرگان، سده، بزرگ‌ترين جشن ميهني ما ايرانيان شده است.           

                           
                                        

يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از ميان دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري از شهرت بيشتري دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند كه فراموش شده‌اند.جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.

شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با عناويني ديگر از سده‌هاي دهم معمول شد.

هاشم رضي در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند.

اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد. روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد. بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحسی چنين شبي را از بين ببرند."

يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري و ساير مراسم زرتشتيان، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود. اين آجيل در مراسم مختلف

زرتشتيان از جمله: آفرين گان‌ها، گهنبارها، جشن‌خواني، جشن‌نوزادي و در مراسم سدره پوشي و ساير اعياد به مدعوين داده مي‌شود.

آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر خطه ايران يكي است؛ اما در برخي از شهرها، سنت‌هاي كوچكي بدان اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است.بعد از برپايي آتش در حياط خانه يا كوچه يا يك ميدان باز، در حين پريدن از روي آتش اين شعر را مي‌خوانند:

زردي من از تو سرخي تو از من
سرخي تو به رويم زرديت به جون دشمنونم

به معناي دور ريختن بيماري‌ها و ناخوشي‌ها و استقبال از سلامتي و تندرستي، بعد از سوخته شدن آتش هم خاكستر به جا مانده را جمع آوري كرده، دور مي‌ريزند وكسي كه خاكستر را بيرون مي‌ريزد، بايد در بزند و از درون خانه بپرسد كيست؟و او جواب مي‌دهد: منم ، بعد از او بپرسند: از كجا آمده‌اي؟او جواب مي‌دهد: از عروسي سپس از او بپرسند: چه آورده‌اي؟
و او بگويد: تندرستي

دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.""برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم.""بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

از مراسم چهارشنبه سوري مي توان به اين موارد اشاره داشت:

مراسم كوزه شكني ، فال گوش نشيني، قاشق زني، آش چهارشنبه سوري ، تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشك را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌كردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكسته‌اي را كه پس از خانه‌تكاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌كردند و با آنها آتشي درست مي‌كردند كه همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو

فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌هاي دستي كه نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.

شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يكي چهارشنبه آخر ماه
اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر
.
با توجه به ارادتي كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند
.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه
سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه مي‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من
.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي
آب‌تني مي‌كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر مي‌كنند. اين كار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود
.

همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت
حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد
.
رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد
جامع شيراز حلوا درست مي‌كنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛

بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را وامي‌دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود.باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” كه در داخل شهر در كوچه “شيشه‌گرها” واقع شده است مي‌روند و زير درخت كهنسالي كه در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌كنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” كه گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت مي‌خواهند.در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي‌ريزند كه خانه را معطر كند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.
گيلان


در شب چهارشنبه‌سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد
.اسپند و كندر را دود مي‌كنند، گلاب را به صورت خود مي‌زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي‌كنند..

گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت‌ها مي‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي‌شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي‌شوند.در بسياري از ايل‌ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده‌هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي‌كنند. دور ريختن وسيله‌هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

در گيلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوري با جارو مي‌زنند و از خانه
بيرون مي‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند
.

مازندران


رسم چهارشنبه‌سوري در مازندران با برپايي هفت بوته‌ي آتش به نشانه‌ي هفت فرشته وامشاسپند اجرا مي‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ رامي‌سوزاند.مردم مازندران سرخي آتش را نشانه‌ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي‌دانند.مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن مي‌گويند: ”زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبه‌سوري مي‌كنيم، سينه بلوري مي‌كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري” سپس آش “چهل گياه” مي‌پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده‌ي شروع مراسم قاشق‌زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زني مي‌كنند و مي‌گويند: ”اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه”.در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها مي‌روند و در پشت پنجره يا دكه‌ي كسب فال گوش مي‌ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي‌كنند.

در زمان ساسانيان هم مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي‌شد اما به علت تقدس آتش هرگز روي آتش نمي‌پريدند بلكه به دوره اين آتش شادي و پايكوبي مي‌كردند . در برابر آتش سه يا هفت بار خم مي‌شدند و آيين نيايش به جاي مي‌اوردند سپس در كنار آتش به شادي مي‌پرداختند.

امیدوارم هیچوقت این مراسم از یادها فراموش نشود.

+نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت21:0توسط میثم | |

سلام دوستان بالاخره بعد مدتا آپ کردم.البته با یک گزارش ازمجله GQ که به فشن رهبران دنیا پرداخته است. البته با وجود وسعت جهان امروز، این مجله نتوانسته است به تمامی رهبران جالب توجه دنیا بپردازد.(البته مابقی گزارشو میتونید در ادامه مطلب ببینید)

............................................................................................................................................

محمود احمدی نژاد - ايران ( Mahmoud Ahmadinejad‌ )
 
این استاد سابق دانشگاه، نخستین رهبر یک ملت است که به شکلی غیر رسمی لباس می پوشد و او دراین باره بسیار جدی است. او از کراوات استفاده نمی کند.
 
 
 
 
از طرف دیگر به نظر می رسد که او هیچ توجهی به لباس پوشیدن خود ندارد. تمایل او به بی ریخت و بدشکل بودن و اغلب استفاده از رنگها یا مدلهایی که مناسب فصل و فشن نیست، مشخص است، آشفتگی و عدم تناسب و تطابق در طرز لباس پوشیدن او به چشم می خورد که البته نوعی بی گناهی و پاکی در سبک لباس او به نظر می آید.

خوزه لوئیس رودریگوئز زاپاترو - اسپانیا ( José Luis Rodriguez Zapatero)

رئیس جمهور اسپانیا عینا نشان می دهد که چقدر ساده است که به شکلی بسیار خوب و عالی لباس پوشید. و تمام آن به حفظ سادگی مربوط می شود. او کت و شلوارهای کلاسیک می پوشد، اغلب پیراهن سفید به تن می کند و سلیقه ظریف و دقیقی در کراوات دارد. کفش های او با ظرافت آراسته و تزئین شده است، که برازنده و مناسب یک بانکدار است.
 
 
 
او معمولا لباس غیر رسمی نمی پوشد، اما می داند که چه زمانی کراوات خود را بردارد و چه زمانی آن را یک گره بزرگ خوب و مناسب بزند.
 
 
 
 
 
 

او می تواند منتخب شیک پوش ترین رهبر یک ملت باشد. نه زرق و برق و نه فوت و فن خاصی؛ تنها سازگاری، تناسب و دوخت خوب و مناسب؛ و سلیقه ای بسیار خوب و عالی. او نمونه ممتاز و عالی در اروپا است.

 

 

ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت23:23توسط میثم | |

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می آیی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی غنج می رود.

آن روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی و گفتي ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی كردم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با آن کت شلوار مسخره اش خوشت می آید..

من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس آقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود.

من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می آوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. آن یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان آمدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از آجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و آقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!''

تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....! خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!''

من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد آموزی می گوید از آنجايي که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان و بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !!!!!!!!!!!!!!

                                                       

+نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت21:39توسط میثم | |

سلام دوستان

میخواهم در این مطلب از خواب و رویاهای جنسی صحبت کنم.

حـتی در ایـن دوران کـه مسائـل رابطـه های جنسی کمـی
بـازتـر شـده اسـت، بـاز هم خیلی از مردم وقتی خوابی در
ایـن رابطـه داشتـه باشند، نگـران می شونـد. بـه ویـژه، اگـر
عــملی که در خواب انجام داده اید، در زندگی عادی برایتان
غیر منتظره و تکان دهنده باشد، این خواب ها آزار دهنده تر
خواهد شد.

اما، خیلی از افراد هم هستند که اصلاً از چنین خواب هایی ناراحت نمی شوند، بلکه از آن لذت هم می برند. می توان گفت این بهترین رفتاری است که می توانید داشته باشید.

چرا خواب رابطه جنسی می بینیم؟

ما به خاطر فعالیت های شدیدی که بطور مداوم در ذهن ناخودآگاهمان در حال انجام است، خواب می بینیم. و از آنجا که رابطه جنسی یکی از نیرومندترین غرایز و امیال انسانی است، حیرت انگیز نیست که برخی خواب های ما محتوای جنسی داشته باشد.

اگر میل و انگیزه شدیدی برای انجام برخی کارها داشته باشیم، احتمال اینکه آن را در خواب ببینیم خیلی زیاد است—و ذهن خودآگاه ما نمی تواند از اتفاق آن جلوگیری کند.

آیا حقیقت دارد که ذهن خودآگاه ما خوابهای جنسی را سانسور می کند؟

بله. ذهن چیزی دارد به اسم "سانسور رویا" که خواب ها را تصفیه می کند. پس اگر فردی در امور دینی و اخلاقی دیدگاهی بسیار سخت گیرانه داشته باشد، و شروع به دیدن یک خواب جنسی کند، قابلیت سانسور رویاها در ذهن آن خواب را جوری تغییر می دهند که صحنه های خیلی گستاخانه با سمبل ها و نشانه هایی جایگزین میشوند.

از اینرو، مردی با اخلاقیات جنسی بسیار خشک و سختگیرانه، ممکن است در عمق ناخودآگاه خود میل شدیدی به داشتن رابطه جنسی با زنی زیبا داشته باشد. در این مورد، به جای اینکه آن فرد خواب اندام های جنسی زنانه را ببیند، در خواب لوله ها یا تونل هایی می بیند. و به جای دیدن سینه زنان در خواب خواب تپه های بسیار دلپذیر و زیبا می بیند، و از این قبیل.

به همین ترتیب، زنی که اخلاقیات جنسی او بسیار خشک و سختگیرانه است، آلت جنسی مردانه در خواب نمی بیند و درعوض سمبل هایی از آن مثل موشک، سیگار و دودکش های بلند را در خواب می بیند.

اما تجربه نشان می دهد این نوع رویاهای سمبلیک نسبت به قبل کمتر شده است. مردم نسبت به نسل های قبل در امور جنسی بازتر شده اند، به همین خاطر است که در خواب سکس را به وضوح و آشکار می بینند نه سمبل هایی از آن را.

آیا احتمال ارگاسم شدن در خواب وجود دارد؟

مطمئناً. البته برای خانم ها خیلی کم پیش می آید اما امکان پذیر است—به ویژه زمانهایی که آمادگی جنسی لازم را داشته باشند.

روی تحقیقی کار می کردم که در آن تعداد زیادی از خانم اعتراف کردند که اولین ارگاسمشان در خواب اتفاق افتاده است.

مردها چطور؟

اکثر مردها در دوره نوجوانی خود تا 20، 30 سالگی خواب های جنسی بسیار زیادی داشته اند. تکرار این رویاها با بالا رفتن سن کمتر می شود اما بسیاری از مردهایی که میل جنسی زیادی دارند، تا سن 60، 70 سالگی هم چنین خوابهایی می بینند.

در مردها، این خواب ها تا مرحله ارگاسم و ارضا شدن مرد پیش می رود. در جوانی این ممکن است مایه خجالت آنها شود، به ویژه اگر بعد از بیدار شدن ببینند که ملحفه ها کثیف شده است. اما برای جلوگیری از وقوع آن هیچ کاری نمی توان انجام داد.

اگر مشکلتان کثیف شدن ملحفه ها باشد، بهتر است با شرت بخوابید اما درمورد مردهای خیلی جوانی که اسپرمشان زیاد است، کثیف شدن ملحفه ها اجتناب ناپذیر است مگر اینکه یک حوله ضخیم زیر خود بیندازید.

آیا ارگاسم در خواب مضر است؟

خیلی از مردها تصور می کنند که ارضا شدن در خواب زیان آور است. اغلب آنها شنیده اند که از دست رفتن اسپرم، باعث ضعیف شدن جسمی آنها یا کوتاه شدن عمرشان می شود. اما این کاملاً نادرست است. این خواب ها فقط واکنش طبیعی بدن به هورمون هاست—تقریباً مثل عادت ماهیانه که در خانم ها روی می دهد.

با خواب های جنسی آزار دهنده چه باید کرد؟

بیشتر خواب های جنسی طبیعی هستند و نباید احساس نگرانی کرد. گاهی اوقات این خواب ها فعالیت هایی در خود دارد که ممکن است تصور کنید در زندگی واقعی هیچوقت آن را انجام نمی دهید. اما اشکالی ندارد.

اما، بعضی افراد رویاهای جنسی بسیار آزاردهنده ای دارند—مثل رابطه جنسی با محارم، سکس خشن، و تجاوز. اگر این رویاها مکرراً برایتان اتفاق افتاد، احتمالاً یک دلیل روانشناسی پشت آن وجود دارد.

اگر این خواب ها ناراحتتان می کند و می خواهید دلیل آن را بفهمید، بهترین راه این است که با یک روانشناس مشورت کنید. این افراد با پیش زمینه روانکاوی خود آشنایی بیشتری با دنیای خواب دارند. اما برخی متخصصین هیپنوتیزم درمانی مهارت ویژه ای در کمک به افراد برای کنترل خواب های خود دارند و با هیپنوتیزم به آنها کمک می کنند پایان دیگری برای رویایشان بسازند تا دیگر برایشان آزاردهنده نباشد.

رویای عشق

گاهی اوقات بعضی افراد خواب هایی می بینند که در آن فردی عمیقاً دوستشان دارد، در آغوش می گیردشان و نوازششان می کند—رویاهایی که به آن صورت رابطه جنسی در آن نیست اما فرد را عمیقاً در خواب به سمت فرد مقابلش می کشاند.

این رویاها معمولاً برای فرد بسیار تکان دهنده هستند، چون معمولاً فردی که در خواب به آنها عشق می ورزیده، همسر یا شریک زندگی واقعیشان نیست.

تجربه نشان داده که این رویاها حرف های زیادی را می تواند برایمان بازگو کند. اینگونه رویاها می تواند به ما نشان دهد که ما از وضعیت کنونی زندگی خود چندان راضی نیستیم و میل و اشتیاق ما را برای یک تجربه عشقی جدید نشان می دهد که در ازدواج یا رابطه کنونیمان وجود ندارد.

اگر شما چنین خواب هایی می بینید و برایتان آزاردهنده است، بهتر است با یک مشاور خانواده مشورت کنید تا ببینید دلیل این رویاهایتان چه بوده است.

مطمئناً همه ما رویاهایی می بینیم که در آن مسائل نامتجانسی با کسانی که فکرش را هم نمی کنیم برایمان اتفاق می افتد، اما وقتی این رویاها لحظات بیداری ما را در یکی دو روز پس از آن به خود مشغول کند، بهتر است به دلیل احتمالی آن و پیامی که آن رویا می تواند برای ما داشته باشد فکر کنیم.

   امیدوارم مفید بوده باشه

                    

+نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت21:56توسط میثم | |